تبلیغات
empty - ✘...چرت و پرت...انتظار دیگه ای داری؟...✘
شنبه 19 فروردین 1391

✘...چرت و پرت...انتظار دیگه ای داری؟...✘

   نوشته شده توسط: empty    

http://s1.picofile.com/file/7346783652/wWw_White_Sky_Blogfa_CoM_525_.pnghttp://s2.picofile.com/file/7346791284/wWw_White_Sky_Blogfa_CoM_663_.jpghttp://s2.picofile.com/file/7346793117/wWw_White_Sky_Blogfa_CoM_676_.jpg
من اصلا" با انتخاب عنوان اپام مشکل دارم...تاحالا دقت کردین...
یه چیزی که مدتهاست کشفش کردم اینه که....من با بچه های زیر 6 سال مشکل دارم...
+یعنی اوج ادب و نزاکت رو میخواین فقط به گفت و گوهای من و نفس دقت کنید....D:
http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/76492423622080262063.jpg

+اولین اهنگ از البوم زدبازی....تهران مال منه...دیروز اومد..حتما" گوش کنید....
............................................................
+بلی بلی...چیزی که مدتهاست کشف کردم اینه که اصولا" بنده هیچ علاقه ای به بچه های زیر 6 سال ندارم...
هیچوقت از دیدنشون هیجان زده نمیشم بیخودی قربون صدقه شون نمیرم...
اگه لازم باشه باهاشون کنار میام ولی هیچوقت از ته دل نمیدوستمشون...
از صدای گریه بچه متنفرم...متنفر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلایلی برای اثبات این پدیده:
مورد اول:
بلی ما طبقه پایینمون یه خانواده ای ساکنن که یه بچه چهار یا پنج ساله دارن...یه روز بنده از مدرسه برگشتم دیدم ایشون عین مرد عنکبوتی پریدن پایین....شخص شخیص بنده رو که دیدن اشک در چشمانشان حلقه زدD:منم رفتم پیشش گفتم یه کم مهربونی به خرج بدم...نشستم پیشش دیدم واقعا" داره گریه میکنه....دستمو گذاشتم رو شونه ش گفتم: چی شده؟ایشون دهن مبارکو باز کرده 157 کلمه به کار بردن بنده به کل نفهمیدن چی دارن میگن(به عبارتی با زبون خودش شروع کرد به چرت و پرت گفتن...)اخر عصبانی شدم هی اینم حرف میزد...ولش کردم همونجا رفتم بالا...
مورد دوم:
در این مورد من شاهد دارم...ساینا و مهسا...
بلی یه بچه ای بود به نام پارسا....ایشونم همین حدود چهار یا پنج سال دارن...من گفتم یه مرض بریزم...با ساینا نقشه کشیدیم که کاغذ مچاله کنیم پرت کنیم رو زمین ببینیم پارسا برمیداره بندازه تو سطل اشغال یا نه..از قضا مادر پارسا بهش یاد داده بود که هرموقع اشغال دید روی زمین بندازه تو سطل اشغال...
من و ساینا حدود 28 بار کاغذ مچاله کردیم انداختیم زمین ایشون انداختن تو سطل اشغال...در مراحل اخر پارسا به خون من که این ایده رو دادم تشنه شده،34 بار به جان بنده سوء قصد کرده و 42 بار به ساینا حملاتی وحشیانه کردند....بعد هرموقع مهسا میومد از ما این بشرو جدا کنه این بشر(یعنی پارسا) داد میزد:بزار من حساب این بی منطقو برسم(اشاره به من...)جای همه دوستان خالی سوژه ای بود برای خودش...
مورد سوم:این مربوط به سالها پیشه...
یه بچه دادن دست من...من در یک عمل کاملا" ناخوداگاهانه سر بچه از دستم در رفت خورد به زمین...البته اروم خورد...الان بچه در سلامت کامل به سر میبره...این سوژه هم دو سه سال بیشتر نداشت...البته ایشون دل شیر داشتن دو قطره دقیقا" اشک ریختن دو دقیقه بعد دوباره داشتن با لباس من ور میرفتن...
............................................................
+ملیکا مسابقه وبلاگی گذاشته:
نقل قول:
بازی بازی ... D:
هر کی عکس خورده ریزای مورد علاقشو بزاره تو آپ بعدیش !!
خودمم میزارم ... D:
منکه قبلا" گذاشته بودم حالا بازم همون عکسو میزارم...

مهمجات زندگی

............................................................
+چه احساسی پیدا میکنید وقتی وارد وبلاگتون بشین ببینید 208 تا بازدید دارین و 8 تا کامنت؟...من دیروز یکچنین احساسی داشتم...
ای لاو یو گایز...
............................................................
+برابکس تولد یه نفر نزدیکه...منتها این بشر به نت دسترسی نداره...
اگه تا هفته دیگه نتشو وصل نکنه میگم از چی میترسه....
............................................................
این اپ ایدفعه فقط همین بود دیگه...
ساینا اصرار کرد این خاطره پارسائه رو بگم دیگه گفتم باشه دیه...



{...:;"✘#-^T@n!A^-#✘";:...}
پنجشنبه 24 فروردین 1391 11:38 ب.ظ
چرت گفتنت که جدید نیست فرزندD:
بعد من نگرفتم چرت گفتن چه ربطی به خطرناک شدن داره این وسط؟
وقتی وصیت نامه ت تمومید یه قبرم رزرو کنD:بهشون بگو رو سنگ قبرت چه چیز آدم واری بنویسن نه از این چرت و پرتایی که روی همه ی قبرا مینویسن!
عکس برادرت رو هم وقتی اینو بهش میگی برام بفرست
دیگه همین
فقط امیدوارم همون لحظه با سطح زمین یکسانت کنهD:من بدجور این اواخر علاقه به قتل و کشتن و جنایت و...پیدا کردمD:در نتیجه هر کدومتون خواست اون یکی رو به سمت جهنم هدایت کنه من باهاش همکاری میکنم...حالا کدومتون همکار جدیدم هستید؟D:
پاسخ empty : اونکه بله...من زیادی چرت و پرت میگم...
باوشه باو....عرضت تموم شد؟...
{...:;"✘#-^T@n!A^-#✘";:...}
چهارشنبه 23 فروردین 1391 09:48 ب.ظ
یه مدت به صورت "تنهایی" فکریدم دیدم پارسا راست میگه که بی منطقی
اگه میگفت سادیسم داری که کاملا" تو هدف!!D:
پارسای بابا حرفت لایک میشهD:
راستی اون هشدار در جهت saving life رو به عرض برادرت رسوندی؟
پاسخ empty : اورین تنهایی فکر کردی فرزند؟D:شوخیدم توروخدا به دل نگیرین من چند وقته خطرناک شدم چرت زیاد میگم...
بلی بلی...D:شما لطف دارین..
منم قبول دارم حرفشو به طرز عجیبی
اوپس..خیر یادم رفتS:بزار وصیت نامه مو بنویسم بعد
Evil $TAR
چهارشنبه 23 فروردین 1391 07:35 ب.ظ
هه هه
چقدر این پارسا باحال بود ولی خودمونونیم سرکارش گزاشتیم
بلی بلی .......
ایشون به خون شما تشنه بود بلی بلی.......
پاسخ empty : بلی بلی...فاز داد...
بلی بلی...
بلی بلیD:
(✿◠‿◠)@M3l!ka
دوشنبه 21 فروردین 1391 11:55 ب.ظ
ساحللللللللللللللل کوش ؟!!؟
غزلللللللللللللللللل کوش ؟!!؟
پاتوقش کجاست ؟!؟!
دارم روانی میشم ...

ღ♥ღ
..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ
.......................ღ♥ღ
...........ღ♥ღ...ღ♥ღ
...........ღ♥ღ
...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ
...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ
...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ
....................................................ღ♥ღ
..........................@@..@@.............ღ♥ღ
..........................@@..@@.............ღ♥ღ
..............................@@................ღ♥ღ
..............................@@...............ღ♥ღ

پاسخ empty : ساحل و غزل؟این دو بشر تازه امروز بهم خبر دادن وبشونو حذفیدن...
پاتوقشونو به منم نگفتن...
باشه پیدا میکنم بعدا" به تو میگمD:
ن.A
دوشنبه 21 فروردین 1391 08:23 ب.ظ
yeh yeh...

ای بابا با چی ناراحت بشیم((اصولا من ناراحت نمی شم ))
من عاشم بجه های کوچولو مخصوصا 2یا3 ساله چون خیلی شیرین و بانمک میشن اما از بچه هایی که مابین سن 4تا7 هستن بدم میاد چون یه ذره تقس و سیریش میشن.
اما تو سن 8 سال به بالا باحال میشن ...
از سن نوجوانی و جوانی خوشم میاد جون ادم توش باحال میشه
من که بخوام اون کارو بکنم وبم میترکه چون یه فایل جور کردم به اندازه ی 281 مگا بایت توش چیز میز ریختم
آرزومه یه روز بیام ببینم 208 تا بازدید و 8 تا کامنت دارم "خوش به حالتD:
صمیمانه منتظرم ببینم کیه...
بای
پاسخ empty : D:D:
نه من از سنین 1 الی 6 ساله رو دیس لایک میزنم...
D:
تنکیو
ساره
دوشنبه 21 فروردین 1391 05:58 ب.ظ
تو از بچه متنفری...من نمیدونم چرا خیلی دوسشون دارم:x گوگولین...آخی...آخی!
بنده همین الان میگم : "من عاشق بچه كوچولام"
عسكت واست باز نوموشه...:دی
تو خودتی...میدونستی كه منم میدونم تو تویی و این من ، بودنِ من باعث میشه از خودم بدم بیاد!باور كن...هی زندگی...:-؟؟
باو كم تو مس ":دی" بذار...یه جوری شدم:)
فعلا
پاسخ empty : نه...من حوصله شونو ندارم...
اره مشکل پیدا کرده..میدرستمش...
ساره یه دور این جمله رو ترجمه کن من چیز خاصی نفهمیدم...
D:

فعلا"
اناهیتا
دوشنبه 21 فروردین 1391 04:38 ب.ظ
اِ راستی میگم: ونیس=ونیز! =))))))
+ :))
پاسخ empty : بلی بلی...
n-r
دوشنبه 21 فروردین 1391 02:35 ب.ظ
الان اینطوری فکر میکنی...چند وقت دیگه میبینی بچه ها خیلی چیزا دارن که ماها از دست دادیم.
بعضیاشون خیلی حرص میدن ولی من بقیه رو دوست دارم...خیلیم دوست دارم.
-خیلی حال کردم...نیم وجب بچه این کبمه ی کذایی "بی منطق"ــو از کجا بلد بود؟؟!-
میگم این آمار بازدید وبلاگ فک کنم غلطه...محض رضا خدا مگه میشه وب من 48 تا بازدید داشته باشه وقتی بیشتر از 3-4نفر اصلا از وجودش خبر ندارن...
پاسخ empty : من چندین ساله که از بچه ها بدم میاد...(از وقتی وارد دوره راهنمایی شدم)فعلا" که تغییری در من بوجود نیومده...امیدوارم بعدا" هم بوجود نیاد...
منم موندم چه طور بلد بود...ولی همین کلمه ترکوند...بقیه که شنیدن زدن زیر خنده..
اره باو...شدید غلطه...
اناهیتا
دوشنبه 21 فروردین 1391 12:07 ق.ظ
اول از همه اهنگ تا اومد فرتی پریدیم دانلود کردیم:"زاخار تور بینمون که نیس وقتی مث توپ تنیس میپریم از پاریس ونیس...!" خل شدم خدایی!:))
از بچه های زیر 9سال متنفرم!چون تا این سنا کنه ان!دوستم یه خواهر 9ساله داشت هرجا میخواستیم بریم راه میوفتاد میومد!گریه زاریم میکرد!اخخخخ!
+ :)
پاسخ empty : خیلیییییییییییییییییییییی باحاله....
نه من با بچه های زیر 6 سال دقیقا" کنار نمیام...
(✿◠‿◠)@M3l!ka
یکشنبه 20 فروردین 1391 10:13 ب.ظ
اتفاقا من با عنوان اصلا مشکل ندارم ولی با سلام کردن چرا !!
بچه های زیر 6 سال وای بلا به دور ... ینی این بچه های دختر خاله پسر خاله هام دارن منو دیووونه میکنن ... ینی وقتی یه بچه میبینم دلم میخواد یکی به خوابونم تو گوشش تا دیگه صداش در نیاد !!!
مطمئنم بیشتر از من باشون مشکل نداری ...
کلا این جانب خیلی کارا میکنم !!!
به چه جرئتی از وبلاگ من چیز کپی میکنی ؟!!؟
آره خیلی حس بدیه ...
بای
پاسخ empty : نه من کلا" با عنوان مشکل دارم...
سلام چیه سه کلمه س دیه...
روانی میکنن
میخوای بنویسم شرکت نکنن؟ناراحتی بگوD:
خیلی خیلی...
مهسا
یکشنبه 20 فروردین 1391 10:06 ب.ظ
اراذل اوباش در دیکشنری من یه لغت حساب میشه که در مورد هر دو شما صدق میکنه
پاسخ empty : D:
nafas
یکشنبه 20 فروردین 1391 09:32 ب.ظ
قربانت تازه اینكه چیزی نیست من 6 سال پشت سرهم به عنوان باشعورترین وباادب ترین ادم بشریت جایزه اسكارو بردم تازه گفتن گرمی میخوای گفتم ن ممنون من تاحالانگفتم كه ریانشه همه روبرام تعریف كرده بودی بااین حال دوباره خندیدم
پاسخ empty : نفس فرزندم....با شعور ترین و با ادب ترین انسانو تو اسکار انتخاب میکنن؟جایزه جدیدشه؟خوب شد گفتی
D:
T@n!a
یکشنبه 20 فروردین 1391 08:47 ب.ظ
حالا گفت و گو های منو جینا رو بشنوی چی میگی...+18!!!!!!!!!
با فاطمه هم بگی نگی همینجوریه...به قول زهرا اگه یه ویدئو از کلاس ما ضبط کنن و بخوان پخشش کنن از اول متن صحبتامون بییییییییییییییییییییییییییییییییییییب میشه!!
بچه های کوچیک روانی منن...و من ازشون متنفرم...یه بار اومدم خواهر دوستم آیسودا رو آدم کنم تو پارک...آبروم رو برد...تا دو ماه نرفتیم با برابکس پارک...اونجا هم همه منو میشناسن...حالا آدم شدم دیگه قید بچه آزاری رو زدم!!D:چند روز بعدش بچه منو تو پارک دید پشت سر آیسودا قایم شد!!انگار لولو بودم میخواستم بخورمش!!D:
یاسمن 6 سالشه میاد دست و پای منو بوس میکنه!!وقتی میاد خونمون آخرش با گریه میره!!(از این نظر که از من دل نمیکنه!)و من آرزو میکنم بمیرهD:اصلا" نمیفهمم چرا این بشر اینقدر به من علاقه داره!؟
یعنی منطق پارسا در اعماق حلقمD:
تو بلدی مهربون باشی؟!اونم با بچه ی مردم؟!این جزو آخرین چیزایی بود که انتظار داشتم در طول زندگیم بشنوم!D:
اصولا" مثل این که بچه ها علاقه ی وافری به ور رفتن با لباسای تو دارنD:
پاسخ empty : D:D:D:D:D:
به من گفت بی منطق فکر کن..D:
نه اصولا" مهربونی در خون من نیس....
شدید...این پارسای بابا فقط لباسای منو میکشید....فقط...منم حســــــــــــــــــــــاس
مهسا
یکشنبه 20 فروردین 1391 01:10 ب.ظ
اتفاقا پارسا خیلی بچه ی با عشقیه.منتها با اراذل و اوباش ابش تو یه جوب نمیره
پاسخ empty : خداوندا....من مگه بد گفتم ازش...من خیلی به بچه ها علاقه ندارم...در کل ولی بلی بچه باعشقیه...
دقیقا" کدوممون اراذل و کدوم اوباشیم؟من اراذل ساینا اوباش؟
پردیس
شنبه 19 فروردین 1391 09:57 ب.ظ
من هر از گاهی به صورت قاچاقی میام:-D
اتفاقا منم اصلا از بچه ی کوچیک خوشم نمیاد مخصوصا وقتی گریه می کنه.در این مواقع دوست دارم دور از چشم مادر محترم این کودک خردسال رو تا جایی که جان در بدن داره بزنم:-D
+ مهمیجات رو می دوستم:)
پاسخ empty : D:
شدید متنفرم از بچه ها...شدید...همه شون زبون نفهمن...
+تنکیو
ن.A
شنبه 19 فروردین 1391 09:16 ب.ظ
سلام سیلوم
خوبی ؟؟؟؟؟؟؟
ضایس کیم نه ؟؟؟؟؟؟
اسمو حال کن چی گذاشتم
من neginهستم گرداننده ی وبwww.rihanna1377.mihanblog.com
من وبمو خونه تکانی کردم نه ...
خونمو وب تکانی کردم نه...
خونمو خونه تکانی کردم نه...
اها...وبمو وب تکانی کردم ((بعد از مدت ها یه سر و سامونی دادم به فسیل وبم))
برو حال کن ...
راستی لینکیدمت بلینکونم
هی هی هی...
پاسخ empty : سیلام...
ا چه جالب...خو من چیکار کنم؟D:
خوشبختم من رهامD:
دقیقا" مشخص کن هدفت از گفتن هی هی هی چیه؟D:(رفتارم به خاطر اختلالات روانی بوجود امده در پنج دقیقه گذشته و پنج دقیقه رو به روست...به دل نگیرD:)
cheshmeh
شنبه 19 فروردین 1391 06:47 ب.ظ
Raha=khaaaaaaaaaaaaaaaaaaaashen.akhe in bache ha che gonahi kardan?????vali oon parsae bahal bood.khoshsheman aaamad.man dl kardam goosh dadam hal kardam.
پاسخ empty : ا خو چیه...خوشم نمیاد ازشونD:
اره جات خالی کلی خندیدیم...بهم گفت بی منطق...
بسیار اهنگ عالی ایه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.